و من دور از تو
در کوره راه هایم
به دنبال روز خوبی که گفته بودی می آید میگردم.
کجایی ببینی پس از تو
امید روز خوب هم نیست،
خیالها مرا اسیر کردند
امیدها پا پس میکشند
عشق اینجا تنهاست
و من تنها تر از عشق...
<<فرزانه رضائی>>
سرگشته سکوت...ما را در سایت سرگشته سکوت دنبال میکنید
برچسب: اسیر خاک,اسیر خاک دشمن سرما,اسیر خاکم و نفرین,متن خاک اسیر,اسير خاك,مادران اسیر خاک,معمای اسیر خاک,پدر اسیر خاک,داستان اسیر خاک,شعر خاک اسیر گوگوش,
نویسنده:
بازدید: 26